اخیرا چند مورد برام پیش اومده که همراه دوستان غیرایرانی و ایرانی به عنوان مترجم همراه به بیمارستان برم تا پروسه درمانشون رو پیگیری کنم. (اگر زبان چینی بلد نباشین و بخوای از بخش بین المللی بیمارستان ها استفاده کنین هزینه هاتون چندبرابر میشه. برای مثال ویزیت پزشک 25 یوان هست که اگر از خدمات بین المللی استفاده کنین حداقل 500 یوان میشه که حدودا 200 یوانش مربوط به ویزیت دکتر میشه)
با اینکه این موضوع هم وقت و هم انرژی زیادی ازم می گیره ولی من هم تمایل دارم همراهشون برم و در این زمینه بهشون کمک کنم. چون هربار به اندازه ی یک درس 4 واحدی دارم یاد می گیرم... نه فقط زبان بلکه درس زندگی ...
نکته ای که خیلی برام تامل برانگیز بوده و ازش خیلی یادگرفتم تصمیمات ، پاسخ به بحران ها و گفتگوهایی هست که در محیط بیمارستان و در شرایط اضطراری اتفاق میفته... شاید بعدا که در موردش عمیق تر فکر کردم بیشتر بهش بپردازم ولی مواردی که تجربه کردم تفاوت تحلیل مسائل بین دوست آرژانتینیم ، خودم و همینطور یک خانواده ایرانی دیگه ... نوع تصمیم گیری و همینطور واکنش به مسائل بود ... پیشینه خانوادگی و حافظه تاریخی خیلی در این زمینه تاثیر گذار بودن... من سعی می کردم بیشتر گوش بدم، ببینم و یاد بگیرم تا در دفعات بعدی بتونم موضوع رو بهتر مدیریت کنم.
پی نوشت : ناگفته نماند یک بیزنس بزرگ فروش خدمات پزشکی و دارو حاکم بود که آدم سرش سوت می کشید ... واقعا باید مواظب سلامتی مون باشیم و حتما حتما بیمه داشته باشیم.
پی نوشت بعدی : یه موضوع دیگه که متوجه شدم و برام تعجب برانگیز بود این بود که خود بیمار با اینکه پیگیر پروسه درمانش بود و درد زیادی رو داشت تحمل می کرد ، ولی اطلاعات زیادی رو با دکتر در ابتدا به اشتراک نمی زاشت و بیشتر منتظر این بود که دکتر با پرسیدن سوال این اطلاعات رو دریافت کنه ... و همینطور نقش من به عنوان مترجم همراه واقعا این نبود که ترجمه کنم ، بیشتر مثل یک دستیار باید محتوای گفتگو ، خرید ، حمل و نقل و هزینه ها رو مدیریت می کردم تا از استرس بیمار کاسته بشه.
برچسب:
نویسنده: